Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘کهنسالی’

پدر بزرگ  83 ساله من اکنون تنها در خانه خود در روستا سالهای واپسین عمر خود را می گذراند. یکسالیست که دچار الزایمز (بیماری که انسان در ان دچار اختلال شناخت و حافظه می شود) شده است.یادش بخیر مادر بزرگم  خیلی مهربان بود ..خیلی ..پانزده سالی میشه که دیگه پیش ما نیست ..گرچه بابابزرگم 6 ماه بعد از فوت مادربزرگ(ننه جون) رفت زن دوم گرفت ..اما خیری از زن دوم ندید..ننه جون مایه برکت خونه بابا بود ..ولی الان زن بابا ی ما دوسالیست که بابا بزرگ ما را ترک کرده و طلاق هم نمی گیرد ..تا روزی که بتواند مستمری گیر بابا بزرگ بشه ..

بابا با مشکل حافظه همیشه در سی سال قبل زندگی می کنه ..ترس از عدم شناخت دیگران وفراموشی او را اذیت می کنه..تنها همدم او تلویزیونه ..با تلویزیون حرف میزنه ..با ادمهاش ارتباط برقرار می کنه .گاهی که فیلمهای پلیسی می بینه از ترس اینکه مورد هدف گلوله قرار نگیره پشت بالش قایم میشه ..

با اینکه تنها شده ولی بزرگ منشه ..قبول نمی کنه خونه بچه هاش بره ..درسته  شبها بچه هاش به نوبت میرند پیشش ..ولی …

old man

old man

مادر من تنها دخترشه ..اگه چند روزی نتونه بهش سر بزنه ..سراغش می گیره ..تازه سه روز از پایان ماه رمضان و اومدن ما به شهر نگذشته بود که اومد خونه ..و گفت سه ماه من دخترم رو ندیدم ..حس تنهایی وپیری رو چشمهاش میشه درک کرد ..

اومدنش به خونه ما یه فرصته ..تا براش فیلم جنگی وبزن بزن بذاریم ….واکنشهاش جالبه ..خدا نکنه که فیلم صحنه دار باشه ..صدای سوت زدن از همه با بلنده که فیلم قطع کن ..و بقولی بپیچونید…

بابا بزرگم همیشه اخبار رو می بینه ولی تفسیرش متفاوته از همه است:» ایتالیایی ها چند تا شهر ایران را گرفتن ..امام خمینی  به مردم گفته که از شهرها دفاع کنید ..فلانی سردسته دزدهاست . ایران دیگه ایران بشو نیست …می خوان امام رو ترور کنند ولی همه شون رو دستگیر کردند»

با اینکه از جوانی سیگار میکشیده والان هم هرچه ما اصرار می کنیم میکشه اونهم فقط سیگار 57 (که همه شهر رو باید بگردی تا پیدا کنی ) ولی تا وقتی بقالی داشت هرگز سیگار نفروخت وهرگز اجازه نداد بچه هاش سیگاری بشن ..

این روزها اگه برید خونه بابا بزرگم  تنها پیرمردی می بینی که علی رغم نداری ,بزرگ منشی خود را حفظ کرده ولی تنهاست ..وبقول خودش از خدا ارزوی مرگ می کنه…یادش بخیر اون روزها که ننه جون بود و دایی مادرم شبها  زیر کرسی  برامون شاهنامه می خوند ..و این روزها هنوز نیومده بود

برای انهایی که روزگاری قلبشان برای  شما می تپید واکنون دلهایمان برای دیدنشان تنگ شده ..فاتحه ای بخوانید ..

و برای عزیزانی که دوستشان دارید واکنون درخزان زندگی هستند دعا کنید ..

Read Full Post »