Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘عید’

همین جا
تو همین خونه ..
تو کوچه بالاتر..
خونه همان مرد بی صلات
پسر همان مادر ..
تو شب قدر خدا رو دید..تقدیرش رحمت شد
اما پیرمرد معتکف مسجد..تا صبح بک یا الله گفت ولی تقدیرش جهنم شد
تنها…ان قطره اشک.
و تنها ان پفک نمکی که به دختر یتیم همسایه هدیه داد…
بهشت را به بها می دهند ..نه به بهانه

بسم الله

عیدتون مبارک

Read Full Post »

1: امروز ماه رمضون نیمه شد..نمی دونم چرا هرچه سنمون بالاتر میره شیرینی رمضان کمتر میشه ..انگار گرفتاری و روزمرگی و دوری از خانواده ما رو مثل یه سنگ کرده ..یادش بخیر ماه رمضونهای کودکی مون یه چیزهایی داشت که الان حتی خاطره اش هم برامون شیرینه براتون دو تا از مراسم کودکی مون رو می گم:

الف: مراسم نیمه(عیدی گرفتن شب نیمه ماه رمضون): کوچک بودیم همین هفت یا نه ساله شب نیمه ماه رمضون که تولد امام حسن کریم اهل بیت بود بعد از افطار ده نفری (اکثرا بچه های فامیل) بلند می شدیم راه می افتادیم میرفتیم در خونه فامیل و اشناها و سادات .یکی از بچه ها سوره شمس رو می خود و ما هم ها ها می کردیم اینطوری :
والشمس والضحی ها …هاها
والقمر اذا تلیها …ها ها
والنهار اذا جلی ها …ها ها
بعد یکی بلند بلند دعا می کرد :
خدا پسرت بده ..الهی امین (جمع با صدای بلند)
خدا دخترت بده …الهی آمین (جمع با صدای بلند)
…والی اخر
بعد صاحبخونه میومد چند تا گردو یا ترشاله (برگه زرد الو)و یا انار و چند تا سکه میداد و ما خوشحال و شاد میرفتیم
وخدا نکنه که صاحب خونه اعتنا نکنه ودر باز نمی کرد…اونوقت بود ..که همه با خشم می خوندیدم: در خونه تون تیغ اوفتاده ..صاحبخونه ..یق (منظور اسهال ) افتاده..که صاحبخونه قاط می زد و شروع می کرد به فحش دادن ویا اب سرمون خالی می کرد ..گرچه این روزها این سنت نیمه رفتن داره فراموش میشه
ب: اتیش زدن ابن ملجم مراد::
اگه تاریخ رو خونده باشیم ابن ملجم نامردی بود که در شب نوزده ماه رمضون امام علی علیه السلام رو با یک ضربت در حین نماز مجروحش کرد و امام پس از دو روز به شهادت رسیدند.گرچه با وصیت امام رئوف ومهربان مولای متقیان قرار تنها با یک ضربت قصاص شود .شب بیست وهفتم ماه رمضان امام حسن مجتبی تنها با یه ضربت ان شقی را به درک واصل کرد.حالا تو یک روستای قدیمی ایران که تولی به ائمه داشته باشند ولی تبری از اعداشون نداشته باشند باعث تعجبه!.
یادش بخیر غروب بیست و هفتم ماه رمضون که می شد بچه ها می رفتند از خونه هاشون کهنه پارچه و چوب وتخته درست می اوردند و بالای تپه اصلی روستا می رفتند و یک ادمک بزرگ که نماد ابن ملجم بود درست می کردند و بعد تو کوچه های روستا می چرخوندند و می خوندند: ابن ملجم مراد …. اتیش از ..ونش در آد..سپس ادمک رو اتیش می زدند و شادی می کردند.
2: سارا پالین رییس جمهور واقعی امریکاست:کی میگه که محافظه کاران امریکا خنگ هستند ودنیا رو نمی فهمند. یه ساله ایه که یه اقا به نام باراک اوباما بلند شده تو امریکا راه افتاده و دم از تغییر می زنه طوری که همه از او به عنوان یه کندی جدید حرف میزدند .که انگار این اقاست که امریکا رو عوض می کنه.اما دو هفته پیش یه انقلاب روی داد و محافظه کاران سنت 150 ساله شون رو شکستند ویه زن رو معاون مک کین کردند.

خانواده سارا پالین

خانواده سارا پالین


مک کین 72 ساله که روزگاری خلبان بوده و تو جنگ ویتنام شرکت داشته .خیلی برای ملت امریکا جذابیتی نداره .گرچه سرطان داره وباید کم کم بفکر اون دنیا و حساب وجوابش باشه ولی این خانم سارا پالین که از خدا 44 سال عمر گرفته در حقیقت رییس جمهور امریکا خواهد بود .گرچه تا قبل از انتخاب سارا پالین 71 درصد مردم امریکا نمی دونستند که این لیدی چیکاره است ولی با انتخابش زلزله 7 ریشتری اتفاق اوفتاد .طوری که کلمه سارا پالین در موتور های جستجوگر بالاتر از کلمات س ک س ی قرار گرفت و عروسکهایش جای باربی رو گرفت تا تیتر رسانه ها بشه :» سارا پالین نماد مسائل جنسی امریکاست».ولی این همه توصیف از طوفان پالین نیست .که اوباما رو در برگرفته و او را از صدر نظر سنجی ها پایین کشیده .سارا پالین که یک شکارچی حیوانات است وتصاویر او وشکارهایش باعث خشم دوستداران محیط زیست شده .گرچه او طرفدار قانون سقط جینین است ولی خبر بارداری دختر 17 ساله اش تنها باعث شد که به زسانه بگوید که تصمیم دارد که به دخترش کمک کند تا بچه را بدنیا بیارد.بهرحال نفر اول در رسانه های امریکا سارا پالین است که پسرش را اماده می کند تا برای خدمت در عراق اماده کند و سخن از معشوقه پنهانی اش درمیان همکارانش است.

Read Full Post »

ای گلشن جانان برایت چه نویسم

من نور ضعیفم به سلیمان چه نویسم

ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد

با این  دل خونین به عزیزان چه نویسم

*************************

نخواهم گل که گل بی اعتبار است

تمام عمر گل فصل بهار است

تو را می خواهم از گلهای عالم

که بوی تو همیشه ماندگار است

**********************

عیدت مبارک – غلامتم به مولا

پسر عموت  داوود از شلمچه

sarbaz.jpg

امسال هم اق داوود  وهم محمد دایی تو عیدی پیش ما نیستند

اق داوود که که اصلا سرباز سیاره ..ما نفهمیدیم کجا سربازی می کنه..یه روز تو سیستانه ..یه روز اصفهان ..یه روز هم شلمچه ..اخر باحاله..

و اما ممد.. یه جایی خدمت می کنه..که صد متری مرزه ..به قول خودش  یه دسته سربازند وسط یک بیابون..این ممد ما اونجا هم سربازه هم بناست هم خیاط هم رقاص هم مداح…خلاصه همه کاری می کنه..  هر وقت هم یکی از فرمانده های امریکایی میان از مرز بازدید کنند ..یه خشاب تو خاکریز خالی می کنند تا اونا بترسند .. تازه بخوان بیان مرخصی  باید 40 کیلومتر رو گز کنند تا تازه برسند سر جاده تا ماشین بیاد  تا برند پادگان مرخصی بگیرند…

انشا الله  بزودی بیاند مرخصی ..

پ.ن: این پست تقدیم شد به جشنواره نوروزی ۸۷ وبلاگستان فارسی.

جشنواره نوروزی وبلاگستان فارسی

 

 

 

 

Read Full Post »