Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘فرهنگ’ Category

این درد خود را به کجا ببرم؟(1)

درونم چیزهایی هست که فریاد می زندوناله می کند

رحم نمی کند

به خود من نفرت می ورزد

مانند ناپاکی

مانند یک نفرین و گمراهی ابدی

یکبار از من نوشیده و اکنون همراه من است

از خود فرار می کنم امادرکنارم می ماند

و ترس از او مرا می لرزاند

مرا در اغوش می گیرد

مرا دراغوش بگیر تا آرام گیرد(2)

until it sleep...

until it sleep...

پی نوشت:

1: ونفس وماسویها فالهمها فجورها وتقویها ::  (قسم به جان آدمی و انکه او را آفریده  وسپس فجور وتقوی(خیر وشر) را به او الهام کرده)

2: این قطعه برداشت ازادی است از ترانه until it sleep گروه متالیکا

3: مولانا چه خوب گفته:

تو گل بدی و دل شدی ,جاهل بدی عاقل شدی

آن کو کشیدت این چنین, آن سو کشاند کش کشان

اندر کشاکشهای او نوش است ناخوش های او

آب است آتشهای او , بر وی مکن رو را گران

در جان نشستن کار او ,توبه شکستن کار او

از حیله بسیار او این ذره ها لزران دلان

در من کس دیگر بود کاین خشمها از وی جهد

گر آب سوزانی کند , ز آتش بود این را بدان

در کف ندارم سنگ من  ,با کس ندارم جنگ من

برکس نگیرم تنگ من, زیرا خوشم چون  گلستان

پس خشم من ز آن سر بود وز عالم دیگر بود

این سو جهان, آن سو جهان, بنشسته من بر آستان

4: دوستی شب تاسوعا این پیامک رو برام فرستاد:

این دعا را بخوان وخود را بخدایت بسپار

خدایا سرنوشت مرا  خیر بنویس

تقدیری مبارک

تا هرچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم

وهرچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم

امین

Advertisements

Read Full Post »

اگر محمد (ص) هزاران بار در مکه متولد شود

تو را چه سود !

که یکبار در تو زاده نشد!

و همچنان دلمرده و بی نوا ماندی

این تکرار نام محمد(ص) و علی(ع) نیست

که روح تو را نجات خواهد داد

بلکه محمد(ص) درون توست

که می تواند روح بیمارت را شفا دهد

و تو را به کمال برساند

تو هم می توانی به معراج بروی

همانند محمد (ص) چون

چراغ وهدیه خداست برای قلبت!!!*

پی نوشت ها :

1: پردیس خواسته بود درباره رحمت للعالمین محمد مصطفی (ص) و فرزندش امام علی ابن ابی طالب(ص) بنویسم .قول داده بودم که رسول خدا را از دید مولا علی بنویسم .اول فکر کردم که خیلی راحت است .می نشینم وچند ساعتی تاریخ اسلام را می خوانم وبا رجوع به فهرست نهج البلاغه سخنان امام علی (ع) را درباره رسول خدا بررسی می کنم و بعد نتیجه گیری می کنم ویک پست چند خطی می نویسم .ولی با کمی تامل دیدم نمی توانم .باید خود را به جای امام علی علیه السلام بگذارم و با عشق و ارادتی که به مولا وپدر ورسولش داشت زندگی کنم (یا به قولی”باید در دیده مجنون نشینی تا حسن لیلی را ببینی”) وچه سخت است ولی به پردیس قول می دهم در این باره بنویسم واز تمام دوستان می خواهم که کمکم کنند.

2:* برداشتی ازاد از نوشته انجلوس سیلیوس با عنوان صلیب درون است .به نظر من خداوند حضرت محمد (ص) را برانگیخت تا محمد های درون ما هم زاده شوند وبه معراج بروند ..به قول مولانا:

به معراج برآیید چو از آل رسولید

رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید

و درپاسخ به عنوان پست پردیس که نوشته بود:”محمد پیامبر است نه علی ” می خواهم بگویم که امام علی و دیگر ائمه علیهم السلام محمدهای عصر خود بود

3:می خواستم درباره محرم بنویسم ولی انگار نوشتن مناسبتی کلیشه ای شده ..و مختص شده به چند روز محرم ..ولی دلم نیامد در این هیاهو از بزرگواری که این روزها فقط بر زخم تنش می گریند ..ننویسم ..بهرحال اکتفا می کنم به تنها دلیلی که شاید حجت باشد برای انها که حسین (ع) محمدی بود در زمان خودش !!

درهنگام حضور مسلم درخانه هانی(از بزرگان کوفه).از قصر فرمانداری کوفه خبر اوردند که عبیدالله برای عیادت هانی خواهد امد .هانی ویاران مسلم جمع شدند و گفتند بهترین موقع است که حساب عبیدالله را برسند و قرار شد که مسلم در اتاق مجاور و در پشت پرده مخفی شود و در لحظه مناسب و با صدای هانی که درخواست آب می کند به عبیدالله حمله کند و کارش را تمام کند ….شب فرارسید عیدا اله وارد خانه هانی شد و در اتاق با هانی تنها شد ..در این هنگام هانی چندین درخواست آب کرد ولی خبری نشد ..تا آنکه عبیداالله متوجه قضیه شد و سراسیمه از انجا رفت.پس از رفتن عبیدالله همه خشمگین به مسلم گفتند تو راچه شده !که این فرصت طلایی را از دست دادی؟ .مسلم ارام گفت کشتن ناجوانمردانه (ترور ) روش وسیره رسول خدا و حسین این علی نیست وناجوانمردانه است !!

حال انها که این روزها ناجوانمردان(عبدالمالک ریگی و القاعده ) به نام خدا ترور می کنند و سر می برند .ایا روش پیامبر این بود واگر بر حسین گریه می کنیم چون حسین ندای حضرت محمد بود در عصر خودش !!!! .افتخار ما مسلمانها وشیعیان رسول خداست

4: درباره غزه :اصلا دیگر دوست ندارم تلویزیون را نگاه کنم..تنها از وبلاگها پیگیر اخبار هستم ..

5:دوستی برام پیام گذاشته وبرایم این فایل مداحی را فرستاده :

هر وقت حال خوبی ندارم گوش می کنم . هر چند زیاد اهل روضه و نوحه نیستم ولی این فایل حال خوبی داره …اینطور فکر می کنم
مزاحم وقتتون نمیشم فقط نکته ای رو بگم شاید مفید باشه . مدتها پیش از استادی شنیدم که گفت وقتی خیلی مضطری یادت باشه که بی کس نیستی . بعد به حال فریاد گفت مگه شما صاحبی ندارید
صاحب! عجیبه ما همیشه اسمشو میگیم ولی یادمون میره که کسی رو داریم …خدا رو به همین ایام شاهد می گیرم که اگر بخواهی از مولا بی نصیب نمی مونی .
..دانلود

Read Full Post »

تا به حال احساس تنهایی کردید …در دنیایی پر خطر و بدون پشتوانه!

در دنیایی مملو از خطر و در آستانه مرگ ,در جیبم چیزی حس کردم!!1

چی پیدا کردم؟؟….چی پیدا کردم؟؟؟؟

هیچی !!! هیچی !!!

هیچی اونجا نیست ..همش در فکر ماست

پول شما رو می توانند ازتون بگیرند ..مقامتون رو می توانند ازتون بگیرند .چه می دونم, می تونند شما رو بزنند…مردم به شما پشت می کنند

همه چیز برای همه پیش میاد و شما هیچی تو جیبتون پیدا نمی کنید .بتونه نجاتتون بده .چیزی که دفع بلا کنه ..چیزی که  بتونه درد وبیماری را  ببره ..

می گیم قدرت!!..قدرت کاری نمی کنه ..چون قدرت کافی نداریم ..

پول!!  نمی دونم ,کسی را می شناسید که پول کافی داشته باشه ..بازم,  دردسر برامون پیش میاد

هرکسی یه غمی تو دلش داره,.بعضی ها قراره سختی بکشند,می دونم  ظاهرا , قرار اینه!

می بینمشون.

خدا می بخشه? ..نمی دونم..فقط می دونم ممکنه ..چیزی به شما ارامش بده .شاید شما سزاوارش هستید ..اگر ایمان به خداوند به شما ارامش میده داشته باشید ونگهش دارید

مردم رازهای گناه الود دارند ..واگه شما هم دارید ومی خواهید به چیزی ایمان داشته باشید ,اینکه بد نیست!!!

دانلود خطابه پدر براون قلابی (خیلی زیباست)

اینها گفته های پدر براون قلابی فیلم ما فرشته نیستیم

داستان دو دزد که از زندان فرار کرده اند و طی اتفاقاتی با دو کشیش الهام گرا اشتباهی گرفته می شوند ..

we_re-no-angels

جالب اینه ..که همین دو دزد یکیشون طی خطابه ای فوق العاده  باعث ایجاد شور و روشن شعله ایمان در دل مادری که کری و لالی فرزندش باعث الحادش شده بود می شود ..دیگری در یک حادثه معجزه گونه باعث شفای دختر میشه ..جالب تر اینکه دختر وقتی زبان می گشاید ..با گفتن کلمه «زندانی ها «باعث رسوایی این دو کشیش دروغین می شود .. داستان با کشیش شدن یکی از انها  (نماد الهام گرایی وایمان)و ازدواج یکی دیگر با مادر دختره(نماد زندگی )  پایان می پذیرد

فیلم ما فرشته نیستیم در سال 1989 به کارگردانی نیل جردن و بازی شان پن و رابرت دنیرو و دمی مور ساخته شد

پی نوشتها:

1:خطابه دزد رو به انگلیسی بخونید:

jim: [as Father Brown, he is asked to give a speech to the town. He reads from a brochure stuck in his Bible that says «An Encounter with a Bear»] Have you ever felt alone, with no one to rely on? Danger on every hand, in a world fraught with danger, and when I looked into my pocket, what did I find? What did I find?
[flips the brochure over – it’s an ad for guns]
jim: Nothing. There’s nothing there. It’s all in your head. Look, they can take the money from you. They can take the position from you. People turn their back on you. Everything happens to everybody! And you ain’t gonna find nothing in your pocket to stave it off. Nothing can stave it off! Power doesn’t do it. Because you never have enough. Money? I don’t know. You know anyone who’s got enough money?
[holds up his Bible]
jim: Is God good? I don’t know. All I know is… something may give you comfort. And maybe you deserve it. If it comforts you to believe in God, then you do it. That’s your business
.
2:قسمتهای قرمز رنگ خطابه رو پدر براون قلابی یواشکی  از یک کتاب به نام «چگونه با یک خرس مقابله کنیم»روخوانی کرده..بقیه خطابه  تراوشات ذهنی یک دزد کشیش  نماست
3:فیلم مارمولک با کارگردانی کمال تبریزی از این فیلم اقتباس کرده است

Read Full Post »

هرچی فکر می کنم ..می بینم این روزها بچه ها دیگه نه حال دارن و نه حوصله قصه گوش کردن ندارند .مادر ها خسته وکوفته باید ناهار بعدازظهر رو درست کنند ..تا خانواده فردا بی ناهار نباشند ..بچه هم میره گیم بازی می کنه ..تا جونش دربیاد و چند صد نفری رو بکشه ..بعد همونجا پشت پلی استیشن ویا کامپیوتر  خوابش میبره..

اما زمان ما ..نه تلویزیون تا اخر شب سریال داشت (البته الان بیست وچهارساعته سریال داره :بقول یکی از همکارا..با این حربه می خواهند میزان تولد ها رو کم کنند ؟؟؟؟؟؟!!!!)و نه کامپیوتری بود ونه پلی استشن ..ونه ویدئو سی دی که کارتون ببینیم ..وحتی تو اون روستا کتاب برا بچه ها نبود ..ولی یه چیزی بود که نوه های ما حسرتش رو خواهند خورد..

شبهای روستا  چه تابستونش چه زمستونش ..همیشه شیرین بود ..شبهای پر ستاره ..صدای زوزه گرگ و شغال..که احساس می کردی الان پشت درخونه تونه و چقدر می ترسیدی یواشکی می خزیدی ودستهای مادر رو می گرفتی .داداش بزرگت هم می رفت ..دمپایی رو برعکس می گذاشت(قدیمی ها می گفتن اینطوری شغالها ساکت می شدند)..بعد مادر برات ..شروع می کرد قصه می گفت ..قصه «اسب سبز »  «دختر شاه پریون» «عروسی حضرت زهرا » ملک جمشید»  «خاله سوسکه «و…

قصه های ایرانی

قصه های ایرانی

صدای آروم ننه با نوای مرغ حق تو رو می برد تو خیالات

«…می خواستی بری حقه نامادری شاهزاده صاحب اسب سبز که برداشته بود با نون خشک و زردچوبه خودش رو به مریضی زده بود تا تنها دارایی شاهزاده رو بگیره رو کنی …

یا ..از ته دل نگران می شدی ستاره بخت حضرت زهرا نره تو پشت بوم دشمنان پیامبر بشینه ..دلت می خواست امام علی شوهر حضرت زهرا بشه ..نه اون پیر وپاتالهای تسبیح بدست وچند زنه

از ترس مادر فولاد زره قلبت به تپش می افتاد ….»

اون روز ها گذشت …..

قصه های مادر جزیی از ذهن ما شد ..و صداش تو قلب ما جا گرفته ..الان باید منتش رو بکشیم تا اون قصه ها رو بگه ..اونهم برا چند تا مرد بالای بیست سال که زن دارند ..ولی عاشق قصه های مادرشون هستند ..و عاشق رویاهای کودکیشون

***این هم هدیه من ..قصه شیر وآدم ..با صدای یک مادر

قصه شیر و آدمیزاد 1

قصه شیر وآدمیزاد 2

دوتا لینک رو دانلود کنید ..کل قصه 6 دقیقه است ..با ویندوز مدیا پلیر فایلها رو باز کنید

Read Full Post »

دیشب  تو راه برگشت از روستا تو مسیر تاریک جاده ..به کوهها و ماه ..نگاه می کردم..حس غریبی مرا گرفته بود .با مردی سی ساله  همراه شدم .که فارغ از همه ..به سوی کوه می رفت وتا در ان تاریکی شب با خدای خود راز  ونیاز کند و تفکر کند..ماه بدر تمام شده بود ..خیلی به زمین نزدیک شده بود ..ستاره ها..چشمان اسمان شده بود ..مرد پس از کمی سکوت گریسیت.با خدایش درددل کرد:

ای خدای بزرگ به من راه راست را نشان بده . هدف خلقتم چیست ?پس از مرگ کجا خواهم رفت ?. هدف از این زندگی چیست؟؟که  مردم بخاطرش دروغ می گویند  ویکدیگر را می کشند. چگونه می توانم جلوی انحراف وفساد انها را بگیرم .خداوندا تو راهنمای من هستی

مرد گریست ..تا خوابش برد ولی قلبش هرگز نخوابید ..

*******

چند  وقتی بود که دانشگاه تمام شده بود . وارد جامعه شده بودم . ولی نتوانستم دورویی و رفتار متناقض  افراد را درک کنم . ادمهای ظاهر صلاح بودند .که دم از دین  و مذهب می زند ولی …. ادمهای کوتوله ای می دیدم که بنابر شرایط زمان وبطور ناعادلانه صاحب ثروت ومکنت شده بود و برای کسب ابرو اعتبار اجتماعی  از  پیامبر واهل بیت خرج می کردند (هیئت و دم ودستگاه…) . چه بسا با افرادی نشستم تا کمی درجمعشان آسایش و ارامش پیدا کنم ..ولی همه درگیر  مشکلات روحی خود بودند .. وضعیت تیره وتار تر از ان بود ..برای من  جوان ایده ال گرا ..ارمانها درحال فروپاشی بود … بر سیمای ان مرد ..کم کم غباری از …نشسته بود ..خسته از همه شعایر و نشانه های مذهب ودین شده بودم . .دنبال چیزی برای ساکت کردن دردها یم وفرونشاندن بغضهایم بودم ….. متاسفانه ..کم کم داشتم ..از او دور می شدم ..

و در تارکی شب قلبش منبع نور بود ..

و در تاریکی شب قلبش منبع نور بود ..

**********

چند سال بعد او را دیدم. دیگر یک فرد امی ودرس نخوانده نبود .او رهبر یک شهر بود ..

گفت تا اخر زندگی ازاین اعمال  دست برنمی دارم:روی زمین نشستن .به کودکان سلام کردن.با بردگان غذا خوردن …

دیدم بر جوان زنا کار حد جاری کرد ولی با پول خود برایش همسری پاکیزه وباکره  اختیار می کرد ..دیدم که برای غلامی سیاه روی  نزد بزرگ ان شهر رفت ودختر زیبا رویش را برای ان  غلام خواستگاری کرد. اگر سه روز از احوال نزدیکانش ویارانش بی خبر بود .. برای دیداربه خانه هایشان  می رفت.ان قدر حجب وحیا داشت .که چندین بار  ایه نازل شد که خداوند پیروانش را مورد عتاب قرار داد که رعایت حرمتش کنند .

رهبر بود ولی با همه مشورت می کرد.خردمندان را ارج می داد مهم نبود هم نژادش  نباشد  سلمان فارسی را از داناترین اصحابش بود را از اهل بیت خود نامید. اهل صلح بود . به یارانش توصیه کرده بود که درجنگ به کودکان وزنان وپیران اسیب نزدند .درختان راقطع نکنند .چشمه ها را ویران نکنند. شهر مکه رافتح کرد بدون انکه خونی ریخته شود ..بدترین دشمنانش را امان داد ..

*******

روز  28 صفر بود .کشیک اینترنی اطفال بودم ..صبح زنگ زدند پایون که بیابید پروفسور داره بیمارها را ویزیت می کنه .پروفسور مرندیان پیرمرد 70 ساله ای بود که از اساتید بازنشسته دانشگاه محسوب می شد (حسین می گفت تو کودکی پروفسور او را از مرگ نجات داده) که تیپ اکادمیک داشت ..کروات می زد قهوه می  خورد ..معمولا دوشنبه ها  یکساعتی می امد و یکساعت در کلاس  بیماریها و گرافی ها راتوضیح می داد..ولی ان روز دوشنبه نبود ..روز تعطیل ..ساعت هفت صبح پروفسور  بیمارستان چیکار می کنه.؟

من وعلی دوان دوان رفتیم بخش ..از راهرو رد می شدیم پروفسور را دیدیم که داشت کودکی  را معاینه می کرد .ولی قیافه اش با روزهای دیگر فرق داشت .کرواتش را نبسته بود . با یک حزن وسکوت  همه کودکان را تا ساعت دو بعد از ظهر معاینه کرد ..تنها ده دقیقه  استراحت کرد( انهم با استکان  چایی ویک تیکه نان بربری و پنیر) ….برایم سوال بود ..از رزیدنتها پرسیدم :چی شده ..که پروفسور امروز اینطوری امده ..رزیدنت ارشد گفت : پروفسور به احترام پیامبر امروز امده بود وکودکان را ویزیت کرد…

********

هنوز ان جوان سی ساله را در درونم حس می کنم .

همه درخواب هستند و او مناجات می کند

همه مشغول خوردن غذا هستند و او روزه است

وهنگامی که  همه می خندیدند ..او می گریست

و تا واپسین لحظه زندگی اش

تنها ارزویش این بود که کسی از ما رستگار شود

پی نوشت**

1: تیتر مطلب از ترانه محمد  ساخته سامی یوسف گرفته شده است( که برای کودکان بسلان سروده و از کسانی- القاعده- که بنام دین وحضرت رسول  قتل وخونریزی می کند .و همچنین کارتونهای موهن   انتقاد کرده )

2: منابع  : کتاب سنن النبی نوشته علامه طباطبایی و نهج البلاغه


Read Full Post »

همین جا
تو همین خونه ..
تو کوچه بالاتر..
خونه همان مرد بی صلات
پسر همان مادر ..
تو شب قدر خدا رو دید..تقدیرش رحمت شد
اما پیرمرد معتکف مسجد..تا صبح بک یا الله گفت ولی تقدیرش جهنم شد
تنها…ان قطره اشک.
و تنها ان پفک نمکی که به دختر یتیم همسایه هدیه داد…
بهشت را به بها می دهند ..نه به بهانه

بسم الله

عیدتون مبارک

Read Full Post »

1: امروز ماه رمضون نیمه شد..نمی دونم چرا هرچه سنمون بالاتر میره شیرینی رمضان کمتر میشه ..انگار گرفتاری و روزمرگی و دوری از خانواده ما رو مثل یه سنگ کرده ..یادش بخیر ماه رمضونهای کودکی مون یه چیزهایی داشت که الان حتی خاطره اش هم برامون شیرینه براتون دو تا از مراسم کودکی مون رو می گم:

الف: مراسم نیمه(عیدی گرفتن شب نیمه ماه رمضون): کوچک بودیم همین هفت یا نه ساله شب نیمه ماه رمضون که تولد امام حسن کریم اهل بیت بود بعد از افطار ده نفری (اکثرا بچه های فامیل) بلند می شدیم راه می افتادیم میرفتیم در خونه فامیل و اشناها و سادات .یکی از بچه ها سوره شمس رو می خود و ما هم ها ها می کردیم اینطوری :
والشمس والضحی ها …هاها
والقمر اذا تلیها …ها ها
والنهار اذا جلی ها …ها ها
بعد یکی بلند بلند دعا می کرد :
خدا پسرت بده ..الهی امین (جمع با صدای بلند)
خدا دخترت بده …الهی آمین (جمع با صدای بلند)
…والی اخر
بعد صاحبخونه میومد چند تا گردو یا ترشاله (برگه زرد الو)و یا انار و چند تا سکه میداد و ما خوشحال و شاد میرفتیم
وخدا نکنه که صاحب خونه اعتنا نکنه ودر باز نمی کرد…اونوقت بود ..که همه با خشم می خوندیدم: در خونه تون تیغ اوفتاده ..صاحبخونه ..یق (منظور اسهال ) افتاده..که صاحبخونه قاط می زد و شروع می کرد به فحش دادن ویا اب سرمون خالی می کرد ..گرچه این روزها این سنت نیمه رفتن داره فراموش میشه
ب: اتیش زدن ابن ملجم مراد::
اگه تاریخ رو خونده باشیم ابن ملجم نامردی بود که در شب نوزده ماه رمضون امام علی علیه السلام رو با یک ضربت در حین نماز مجروحش کرد و امام پس از دو روز به شهادت رسیدند.گرچه با وصیت امام رئوف ومهربان مولای متقیان قرار تنها با یک ضربت قصاص شود .شب بیست وهفتم ماه رمضان امام حسن مجتبی تنها با یه ضربت ان شقی را به درک واصل کرد.حالا تو یک روستای قدیمی ایران که تولی به ائمه داشته باشند ولی تبری از اعداشون نداشته باشند باعث تعجبه!.
یادش بخیر غروب بیست و هفتم ماه رمضون که می شد بچه ها می رفتند از خونه هاشون کهنه پارچه و چوب وتخته درست می اوردند و بالای تپه اصلی روستا می رفتند و یک ادمک بزرگ که نماد ابن ملجم بود درست می کردند و بعد تو کوچه های روستا می چرخوندند و می خوندند: ابن ملجم مراد …. اتیش از ..ونش در آد..سپس ادمک رو اتیش می زدند و شادی می کردند.
2: سارا پالین رییس جمهور واقعی امریکاست:کی میگه که محافظه کاران امریکا خنگ هستند ودنیا رو نمی فهمند. یه ساله ایه که یه اقا به نام باراک اوباما بلند شده تو امریکا راه افتاده و دم از تغییر می زنه طوری که همه از او به عنوان یه کندی جدید حرف میزدند .که انگار این اقاست که امریکا رو عوض می کنه.اما دو هفته پیش یه انقلاب روی داد و محافظه کاران سنت 150 ساله شون رو شکستند ویه زن رو معاون مک کین کردند.

خانواده سارا پالین

خانواده سارا پالین


مک کین 72 ساله که روزگاری خلبان بوده و تو جنگ ویتنام شرکت داشته .خیلی برای ملت امریکا جذابیتی نداره .گرچه سرطان داره وباید کم کم بفکر اون دنیا و حساب وجوابش باشه ولی این خانم سارا پالین که از خدا 44 سال عمر گرفته در حقیقت رییس جمهور امریکا خواهد بود .گرچه تا قبل از انتخاب سارا پالین 71 درصد مردم امریکا نمی دونستند که این لیدی چیکاره است ولی با انتخابش زلزله 7 ریشتری اتفاق اوفتاد .طوری که کلمه سارا پالین در موتور های جستجوگر بالاتر از کلمات س ک س ی قرار گرفت و عروسکهایش جای باربی رو گرفت تا تیتر رسانه ها بشه :» سارا پالین نماد مسائل جنسی امریکاست».ولی این همه توصیف از طوفان پالین نیست .که اوباما رو در برگرفته و او را از صدر نظر سنجی ها پایین کشیده .سارا پالین که یک شکارچی حیوانات است وتصاویر او وشکارهایش باعث خشم دوستداران محیط زیست شده .گرچه او طرفدار قانون سقط جینین است ولی خبر بارداری دختر 17 ساله اش تنها باعث شد که به زسانه بگوید که تصمیم دارد که به دخترش کمک کند تا بچه را بدنیا بیارد.بهرحال نفر اول در رسانه های امریکا سارا پالین است که پسرش را اماده می کند تا برای خدمت در عراق اماده کند و سخن از معشوقه پنهانی اش درمیان همکارانش است.

Read Full Post »

Older Posts »