Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘طنز’ Category

1: امروز ماه رمضون نیمه شد..نمی دونم چرا هرچه سنمون بالاتر میره شیرینی رمضان کمتر میشه ..انگار گرفتاری و روزمرگی و دوری از خانواده ما رو مثل یه سنگ کرده ..یادش بخیر ماه رمضونهای کودکی مون یه چیزهایی داشت که الان حتی خاطره اش هم برامون شیرینه براتون دو تا از مراسم کودکی مون رو می گم:

الف: مراسم نیمه(عیدی گرفتن شب نیمه ماه رمضون): کوچک بودیم همین هفت یا نه ساله شب نیمه ماه رمضون که تولد امام حسن کریم اهل بیت بود بعد از افطار ده نفری (اکثرا بچه های فامیل) بلند می شدیم راه می افتادیم میرفتیم در خونه فامیل و اشناها و سادات .یکی از بچه ها سوره شمس رو می خود و ما هم ها ها می کردیم اینطوری :
والشمس والضحی ها …هاها
والقمر اذا تلیها …ها ها
والنهار اذا جلی ها …ها ها
بعد یکی بلند بلند دعا می کرد :
خدا پسرت بده ..الهی امین (جمع با صدای بلند)
خدا دخترت بده …الهی آمین (جمع با صدای بلند)
…والی اخر
بعد صاحبخونه میومد چند تا گردو یا ترشاله (برگه زرد الو)و یا انار و چند تا سکه میداد و ما خوشحال و شاد میرفتیم
وخدا نکنه که صاحب خونه اعتنا نکنه ودر باز نمی کرد…اونوقت بود ..که همه با خشم می خوندیدم: در خونه تون تیغ اوفتاده ..صاحبخونه ..یق (منظور اسهال ) افتاده..که صاحبخونه قاط می زد و شروع می کرد به فحش دادن ویا اب سرمون خالی می کرد ..گرچه این روزها این سنت نیمه رفتن داره فراموش میشه
ب: اتیش زدن ابن ملجم مراد::
اگه تاریخ رو خونده باشیم ابن ملجم نامردی بود که در شب نوزده ماه رمضون امام علی علیه السلام رو با یک ضربت در حین نماز مجروحش کرد و امام پس از دو روز به شهادت رسیدند.گرچه با وصیت امام رئوف ومهربان مولای متقیان قرار تنها با یک ضربت قصاص شود .شب بیست وهفتم ماه رمضان امام حسن مجتبی تنها با یه ضربت ان شقی را به درک واصل کرد.حالا تو یک روستای قدیمی ایران که تولی به ائمه داشته باشند ولی تبری از اعداشون نداشته باشند باعث تعجبه!.
یادش بخیر غروب بیست و هفتم ماه رمضون که می شد بچه ها می رفتند از خونه هاشون کهنه پارچه و چوب وتخته درست می اوردند و بالای تپه اصلی روستا می رفتند و یک ادمک بزرگ که نماد ابن ملجم بود درست می کردند و بعد تو کوچه های روستا می چرخوندند و می خوندند: ابن ملجم مراد …. اتیش از ..ونش در آد..سپس ادمک رو اتیش می زدند و شادی می کردند.
2: سارا پالین رییس جمهور واقعی امریکاست:کی میگه که محافظه کاران امریکا خنگ هستند ودنیا رو نمی فهمند. یه ساله ایه که یه اقا به نام باراک اوباما بلند شده تو امریکا راه افتاده و دم از تغییر می زنه طوری که همه از او به عنوان یه کندی جدید حرف میزدند .که انگار این اقاست که امریکا رو عوض می کنه.اما دو هفته پیش یه انقلاب روی داد و محافظه کاران سنت 150 ساله شون رو شکستند ویه زن رو معاون مک کین کردند.

خانواده سارا پالین

خانواده سارا پالین


مک کین 72 ساله که روزگاری خلبان بوده و تو جنگ ویتنام شرکت داشته .خیلی برای ملت امریکا جذابیتی نداره .گرچه سرطان داره وباید کم کم بفکر اون دنیا و حساب وجوابش باشه ولی این خانم سارا پالین که از خدا 44 سال عمر گرفته در حقیقت رییس جمهور امریکا خواهد بود .گرچه تا قبل از انتخاب سارا پالین 71 درصد مردم امریکا نمی دونستند که این لیدی چیکاره است ولی با انتخابش زلزله 7 ریشتری اتفاق اوفتاد .طوری که کلمه سارا پالین در موتور های جستجوگر بالاتر از کلمات س ک س ی قرار گرفت و عروسکهایش جای باربی رو گرفت تا تیتر رسانه ها بشه :» سارا پالین نماد مسائل جنسی امریکاست».ولی این همه توصیف از طوفان پالین نیست .که اوباما رو در برگرفته و او را از صدر نظر سنجی ها پایین کشیده .سارا پالین که یک شکارچی حیوانات است وتصاویر او وشکارهایش باعث خشم دوستداران محیط زیست شده .گرچه او طرفدار قانون سقط جینین است ولی خبر بارداری دختر 17 ساله اش تنها باعث شد که به زسانه بگوید که تصمیم دارد که به دخترش کمک کند تا بچه را بدنیا بیارد.بهرحال نفر اول در رسانه های امریکا سارا پالین است که پسرش را اماده می کند تا برای خدمت در عراق اماده کند و سخن از معشوقه پنهانی اش درمیان همکارانش است.

Read Full Post »

:هفته قبل طاهره خانم کامنت گذاشته بود که قدیمها که برق نبود چطوری مردم موهاشون کوتاه می کردند .یاد کودکی مون تو روستا افتادم که مجبور بودیم موهامون رو همیشه با نمره 2 یا 4 بزنیم .تنها سلمونی روستا هم پیرمردی بود به نام اوس اقا علی که  علاوه بر سلمونی  ختنه هم می کرد.گرچه  اون روزها ماشینهای دستی سلمونی که ساخت المان مد شده بود و همه تو خونه هاشون براحتی سر بچه های بی نوا از ته می زدند.اگه عکسی از زمان مدرسه ما تو البومی به یادگار باشد قیافه های کچل با صورتهای لبو شده مد اون روزگار بود.تازه ما اخر راهنمایی بودیم مدل المانی تازه مد  شده بود وکسی المانی می زد همه  با دست نشونش می دادند..

2:ماه رمضان اومد…امسال خدا روشکر ..نصیبمون شده بیشتر ماه رمضان تو روستا باشیم .تا خاطرات کودکی هامون دوباره زنده بشه ..مخصوصا بیدار کردن سحر و اذان اق حسین  سید پیری که همسایه ما بود و اذان صبح رو می گفت ..گرچه چند سال پیش هنگام قبر کردن دستش زخمی برداشت و بنابر رسم قدیمی کمی خاک قبر بر روی اون ریخت و همان باعث ابتلا به کزاز  ومرگش شد .
می دونید معنی ماه رمضان چیه:رمضان مشتق است از (رمضاء) به معنی ریگستان گرم و سوزان و گناهان در این ماه، محو و سوخته شود. و رجب هم به معنای عظیم وبزرگ  و شعبان هم شعبه وفرقه (چون قبایل در این ماه متفرق می شد)
3: سی دی مردان پرسپولیس رو دیدم. این فیلم که روایت کننده یک سال تلاش وشادی وغم وپیروزی وشکست تیم پرسپولیس با سرمربی قطبی است .تو فیلم می بینید که چگونه از مردان خودخواه و متفرق چگونه یک تیم با یک هدف و با خواسته مشترک و همدل و یکرنگ  ساخته میشه.(تا دل  استقلالی ها بسوزه)
4:سیاست معروف: تفرقه کن وحکومت کن» شنیدی ..اگه از پیرمردها بپرسید  می گن این سیاست انگلیسی هاست .درسته این روش به طور وسیع در امپراطوری بریتانیا استفاده شده و تو کتب علوم سیاست  مبدع این روش را ماکیاول  می دونند ولی هخامنشیان برای اولین بار این روش  سیاسی رو ابداع کردند وان هم وقتی که نتوانستند بر یونانیان در دوره ای پیروز شوند .برای همین کار از نفوذیان خود استفاده کردند و بین شهرهای بزرگ یونان ان زمان اختلاف انداختند (درگیریهای اتن واسپارت). حالا اگه به نقشه خاورمیانه نگاه کنید .اکثر  کشورها در سایه  همین سیاست  بوجود امدند البته تحت سرپرستی لورنس عربستان

5:یانگوم و امپراطور دریا وتاجر پوسان  سریالهایی  کره بودند که تو یک سال اخیر از تلویزیون ایران پخش شدند وبا اقبال عمومی روبرو شدند .  اگه دقیق نگاه کنید. این سریالها روایت کننده روش زندگی کره ای است و قهرمانهای ان افراد عادی جامعه هستند که می خواهند تاجر بزرگ ویا اشپز بزرگی بشوند..و در کل سریال مردم عادی جامعه یک همذات پنداری درونی با شخصیت اول داستان دارند… بهر حال زمانی ژاپنی ها با سریالهایشون سخت کوشی شون  به دنیا عرضه کردند .امروزه کره ای ها  دارند روش زندکی وفکری کره ای را به افکار عمومی دنیا ارائه می کنند ..درحالی که ما ایرانی ها…
6:امروز  مدمدوف رییس جمهور کروات( به عنوان نماد غرب) رو از گردن خود  باز کرد ..خدا بخیر کنه
7: می خواستم درباره امام موسی صدر بنویسم ..که انشا الله بعد از اینکه دو کتاب اهدایی  اتوپیا که نوشته امام است رو خوندم ..می نویسم

Read Full Post »

روزی دیوانه ای از کوی عارفی بزرگ میرفت ..داشت ام پی تری گوش می کرد ..عارف گفت چی گوش میکنی دیوانه … دیوانه ام پی تری را داد به عارف وگفت بیا گوش کن:

شور عاشقانه

عارف:چه بخواهي چه نخواهي دل عاشق ره تو پويد به هر نشاني
دیوانه: ادم میشم
عارف): ؟
دیوانه): ادم شدن محال است
عارف): انسان شدن چه اسان
دیوانه): خاک بر سرم
عارف): خدا نکنه
عارف): اين تکه کلام پدرم بود
عارف): بيشتر به ما مي گفت
عارف): براي شما نگفت
عارف): شما الانشم ادمي خودت قبول نداري
دیوانه): من می خواهم فرشته باشم …برم تو بهشت یه شکمی از غذا دربیارم
عارف): خوبه
عارف): کاش همه ارزوها همين جور بود
عارف): ولي اينو نمي خواي
دیوانه): البته بعدش بریم جهنم ..بریم کنسرت و بزنیم وبخونیم ..با اتش فراوون
عارف): مي توني دم در آب جوش بدي براي چايي به بهشتيا
دیوانه): نه خیر
دیوانه): ما بسوزیم اونا چاییشون رو بخورن..عمرا
عارف): پس مي توني بري دم در بهشت يخ گدايي کني
دیوانه): الهی گاز تو بهشت قطع بشه سرما بخوری
عارف): به من چه من که توبهشت نيستم که دعا مي کني
عارف): رفتگان خودت سرما مي خورن
دیوانه): خوب ..بد نیست سرما بخورن ..میرن پیش خدا ..می گن ..این پسره بی دین ما رو ببخش ..تا بیاد دوتا پیت نفت برا بهشت بگیره

عارف): امان از شما
دیوانه): کم اوردی

عارف): نه من کم نميارم
عارف): مي ترسم اشکت در بياد
دیوانه): نوچ
دیوانه): در نمیاد
عارف): خوب موضوع بهشت و جهنمو که تموم کردي
دیوانه): نه ..هنوز هست
عارف): فاميلاتون ديگه جرات نمي کنن از بهشت بيان عيد ديدني جهنم
دیوانه): چرا
عارف): براي خاطر يک پسر به قول خودش بي دين
عارف): خدا هدايتش کند
عارف): امين

دیوانه): خدا خیرت بده پیر مرد ..دعا کردی …
عارف): اره ما جز دعا که کاري ازمون بر نمياد

پی نوشت:امشب شب عروس است ..شب وفات مولانا ..

Read Full Post »

دیروز سر میدون واستاده بودم ..دیر شده بود..غروب جمعه اونهم تو یک شهر مرکزی ایران که روزهای جمعه عین شهر مرده ها می مونه ..همیشه خدا باید نیم ساعت افتاب بخوری تا یکی بدادت برسه مسیر دوکیلومتری رو برسونه..حالا خدا رو شکر دانشگاه ازاد و خوابگاه دانشجویی تو مسیره مونه ..و مسافر همیشه هست..

.به روال سابق ناامیدانه منتظر بودیم یکی ما رو  سوار کنه ..ولی دیدم تمام ماشینهای عبوری  وقتی طرف من میان بوق وچراغ میزنند ..من هم خوشحال  یک قدم جلو میروم تا می خوام بگم بیمارستان گازش رو می گیرند ومیرن ..نه امروز فرق کرده …ایطوری  حال گیری ندیده بودم .. بهر حال من هم دیرم شده بود..باید کاری می کردم..ولی ..این بوق زدن وچراغ زدن ..وبعد سوار نکردن  حسابی کلافه ام کرده بود..به خودم شک کردم ..اخرش بعد از 15 دقیقه ..یه شیر پاک خورده چند قدم جلوتر نگاه داشت…ما هم رفتیم صندلی عقب نشستیم.ولی راننده راه نیفتاد..تا یک جیگر  سوار ماشین شدو گفت اقا خوابگاه میری ..راننده هم گفت بله …تازه شصتم خبر دار شد که این همه یوق وچراغ زدن برای این ابجی خانم که پشت سر ما واستاده بود ..نه من

پی نوشت:

جیگر , ماشال ,اکبر: در ادبیات  کوچه بازاری به ابجی خانمی گفته می شه که تریپ خفن وجیغ بیاد بیرون

Read Full Post »

از بیشتر افراد بپرسید (حال می خواد عامی باشند یا دانشمند  کافر باشند یا زاهد پولدار باشند یا فقیر و… ) مدرسه چطور جاییست  همه یک جمله دارند :

 مدرسه جای خوبیست

اما این حرف درستیست ..بیاید درباره مضرات مدرسه سخن بگوییم و اینکه انچه در مدرسه کودکان می اموزند در اینده شون چه تاثیری دارد:

شاید خطرناکترین وسیله ای که  بشر اختراع کرده کتاب است ..چرا ؟ من دلیلش رو نمی گویم فقط ارجاعتون می دهم به تاریخ ..چرا هرسلطانی که کشوری رو فتح می کرد ..اگه اون کشور کتابخانه بزرگی داشت اتش می زد …مثال تاریخی اش اتش سوزی در کتابخانه اسکندریه و نظامیه بغداد وحتی دانشگاه جندی شاپور وتخت جمشید …

اگه بدانید در مدرسه فرزندانتان چی می اموزد ..شما روز اول مدرسه  مضطب هستید

  چه چیزهایی ما در مدرسه می اموزیم که خیلی خطرناک است ؟

1: تاریخ : تمام کتابهای تاریخ های درسی در ایران در وصف شاهان و سلسله های مختلف است ..و اینکه به کدوم کشور حمله کردند  مثال بارز حمله نادر شاه که به افتخار در کتابهای درسی ما اومده ودو گنج بزرگ کوه نور ودریای نور که با زور از هند برای مردمش سوغات اورده..حال  اگه یه سر برید هندوستان  تو ادبیات مردم هند  هرجا می خواهند مثال بزنند کسی خونخوار ه  نادر خان ومحمد خان رو مثال می زنند ..مثل خودمون که قوم مغول  و قوم تاتار رو مثال می زنیم

دوم اینکه ادم رو وطن پرست می کنه ..البته از نوع ناسیونالیست افراطی .. البته اگه کتابهای تاریخ مدارس خودمون رو بخونیم .. چون انگار  در تاریخ تنها ایران  صاحب تمدن بودند …اگه از نوجوان  15 ساله بپرسید   کمی درباره تمدن چین .یا اینکاها یا مصر ..بگو ..جوابش منفیه ..چون  تا حالا اسمی از تمدن این کشورها رو نشنیده ..

خوندن کتابهای تاریخی  مدرسه مخصوصا احساس حقارت به ادم می دهد و یک حس کینه ..چرا ؟

چون  ما چون قاعدتا انسانهای مغرور هستیم وفکر می کنیم اگر روزی حالا دو هزار سال جایی خونه داشتیم الان هم انجا مال خودمونه … وقتی میبینیم ..چند تا پادشاه مافنگی اینطور این سرزمینها رو ازدست دادند به رگ غیرتمون برمی خوره ..تو فکرمون .. ارزو می کنیم یه روزی بتونیم اونجا رو بگیریم ..حال انکه مردم اون سرزمین تو این دو هزار سال  روشی دیگری برای زندگی انتخاب کردند و دیگر ایرانی نیستند …

خوب باید کمی فکر کنم ..تا بقیه  مطلب رو بنویسم …تا بعد

Read Full Post »