خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘خاطرات’ Category

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق

خدا دنبال بهانه بود که رخ خود وزیبایی خود را عرضه کند  پس جهان را افرید .موسیقی و آواز را افرید ..و عاشقان را افرید تا مظهر دلداگی باشد
من عاشق ناله ویولون هستم  وصدای مخملین بنان ..
بهار زندگی :صدای بنان و ویولون یاحقی
ناله های ویولون
پی نوشت:
1:ویولون [...]

Read Full Post »

تو کافی شاب با دوستم نشسته بودیم .به مناسبت ازدواجش قرار گذاشته بود شام مهمونمون کنه ..چون اخرشب بود .قرار شد بریم فست فود وپیتزا بخوریم.غذا رو سفارش داده بودیم, دوستم چند دقیقه ای رفت بیرون با خانمش تلفنی صحبت کنه.من هم خسته وکوفته, بی حوصله با سالاد بازی می کردم و زیر چشمی [...]

Read Full Post »

هرچی فکر می کنم ..می بینم این روزها بچه ها دیگه نه حال دارن و نه حوصله قصه گوش کردن ندارند .مادر ها خسته وکوفته باید ناهار بعدازظهر رو درست کنند ..تا خانواده فردا بی ناهار نباشند ..بچه هم میره گیم بازی می کنه ..تا جونش دربیاد و چند صد نفری رو بکشه ..بعد همونجا [...]

Read Full Post »

نوشته‌های کهنه »