این درد خود را به کجا ببرم؟(1)
درونم چیزهایی هست که فریاد می زندوناله می کند
رحم نمی کند
به خود من نفرت می ورزد
مانند ناپاکی
مانند یک نفرین و گمراهی ابدی
یکبار از من نوشیده و اکنون همراه من است
از خود فرار می کنم امادرکنارم می ماند
و ترس از او مرا می لرزاند
مرا در اغوش می گیرد
مرا دراغوش بگیر تا آرام گیرد(2)

until it sleep...
پی نوشت:
1: ونفس وماسویها فالهمها فجورها وتقویها :: (قسم به جان آدمی و انکه او را آفریده وسپس فجور وتقوی(خیر وشر) را به او الهام کرده)
2: این قطعه برداشت ازادی است از ترانه until it sleep گروه متالیکا
3: مولانا چه خوب گفته:
تو گل بدی و دل شدی ,جاهل بدی عاقل شدی
آن کو کشیدت این چنین, آن سو کشاند کش کشان
اندر کشاکشهای او نوش است ناخوش های او
آب است آتشهای او , بر وی مکن رو را گران
در جان نشستن کار او ,توبه شکستن کار او
از حیله بسیار او این ذره ها لزران دلان
در من کس دیگر بود کاین خشمها از وی جهد
گر آب سوزانی کند , ز آتش بود این را بدان
در کف ندارم سنگ من ,با کس ندارم جنگ من
برکس نگیرم تنگ من, زیرا خوشم چون گلستان
پس خشم من ز آن سر بود وز عالم دیگر بود
این سو جهان, آن سو جهان, بنشسته من بر آستان
4: دوستی شب تاسوعا این پیامک رو برام فرستاد:
این دعا را بخوان وخود را بخدایت بسپار
خدایا سرنوشت مرا خیر بنویس
تقدیری مبارک
تا هرچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم
وهرچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم
امین
راستش اين شعرها با هم متفاوته…دو حس متفاوت..دو دنياي متفاوت
نمي شه هم اين باشه هم اون
شعر اول از عكسايي گه گذاشتي معلومه
بعد مولانا؟!!!! با اون شور و شعف؟!!!
يعني واقعا حالت بين اين دوتا شعر و فضا سرگردونه؟
—————————————————————————–
از اين تصويرا بدم مياد…..
ياد تلويزيون و پليس و اين چيزا مي افتم….
شعر مولان رو نفهميدم!
اون اس ام اس هم ….لابد بايد گوش بدين بهش….
—————————————————————————-
بدین وسیله و از همین جا دپ بودن کلیه دکتر ها را تکذیب می کنیم!
————————————————————————————
متالیکا به به !
————————————–
سلام
خیر خیره شرم شر وجود آدمی هم همیشه در حال مبارزه است این نیست که خدا انسان رو شرور آفریده باشه این خود آدمه که به لذت های پیش پا افتاده اهمیت میده و لذتهای نزدیک و راحت.یه زمانی از این که چرا گاهی فکر گناه میکنم ناراحت بودم بعد فهمیدم این همیشه هست مهم انتخابه و مسیریه که طی میشه.نمی دونم چقدر درست موضوع رو گرفتم.
—————————————————————————–
سلام عمو مداد!
امیدوارم نوکت تیز و پررنگ باشه.
ببخشید شعرها بد نبود ولی عکسه خیلی ترسناک میزنه! مال چه فیلمیه؟ ما که تا حالا ندیدیم. ما در حد همین سریالهای برنامهی خانواده میچرخیم! مثلاً هتل سعادت.
ما هم کمی بروز شدهایم؛ تشریف بیارید ببینیمتان.
—————————————————————————
عکسها ترسناک نیست ..باید کلیپ رو حتما ببینید ..چون تصاویر نمود گناهان ماست
و اما در مورد صحبت حسین عزیز با اجازه مطلب کوچیکی را بگم.
در مورد وجود آدمی و کلّاً عالم هستی، اگر به نظر بصیرت نگاه کنیم، شر وجود نداره. خداوند خیر محضه و آفریدهاش هم خیر محض. شر، عدم وجود خیر است. مثلاً سرما عدم وجود گرماست و تاریکی، عدم وجود نور.
هر چیز به جای خود خیر است و هنگامی که تعادلش به هم میخورد، خیر کنار میرود و از عدم آن شر به وجود میآید.
ببخشید. گفتیم یه کم فلسفی حرف بزنیم صفا کنیم!
——————————————————————————————
گلابی جان :
1: خداوند از روحش که منشا خیز و جزئی از ذاتش بود در انسان دمید که همه اش خیر است (ونفخت فیه من روحی)
2: خداوند در انسان نفس را گذاشت و به او فجور وایمان را الهام کرد (ونفس وما سویها فالهمها فجورها وتقویها)
سوال اصلی اینست که در درون انسان ایا جنگ مدوام خیر وشر وجود دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وکی ما به ارامش می رسیم؟؟
سلام! راستش یا اصلا این عکس و شعرا به هم ربطی ندارن یا شما خیلی وضع روحیتون بده!!!!!!! یادمه یه بار پردیس نوشته بود شما بش گفتین اینقدر کتابای دکترو نخون! حالا منم میگم داداش از این کلیپا نبین! شما که افسردگی هم دارین، بدتر میشین یه وقت!!!!!!!!! خدا آخر عاقبت همه رو به خیر کنه!!!!!!!!!
(بیشترش شوخی بود!!!!!!! ناراحت نشین یه وقت!!!!!!!!)
———————————————————————————————–
فکر کنم اخرین باری که این کلیپ رو دیدم دوسال پیش بود ..حالا چند وقتی می خواهم یکبار دیگه ببینم ولی پیداش نمی کنم
درباره اوضاع روحی ام ..خوب ..با یکی از بندگان خدا دردل کردیم توصیه کرد به صبر اگاهانه (بررسی اوضاع وشرایط ) و دعا …
خداوند عاقبت همه ما را به خیر کند
مي گم نمي شه شناختتون اينجاست ديگه!مولوي كجا و متال كجا!(سوره ي نجم رو خوندم)ولي راستش متوجه نشدم منظورت از اين پست چي بود؟!با شعر مولانا جواب متاليكا رو دادي؟
اندر کشاکشهای او نوش است ناخوش های او
آب است آتشهای او , بر وی مکن رو را گران
———————————————————————————————————-
بحث تقابل دیدگاه مولانا وگروه متالیکا نیست ..بحث حیرانی وسرگردانی ما بین این دونظریه است
هرگز انسان انچه تمنا می کند نمی رسد.(از سوره نجم)..و اوست خدایی که می گریاند ومی خنداند
در جواب ياس:
98% آدما تمام تلاششونو مي كنن كه متفاوت به نظر بيان! چه باشن چه نباشن! اون 2% بقيه هم اعتماد بع نفسشو ندارن! والا اونام تلاش مي كردن!!
—————————————————————————————————-
مشکل هم سر این موضوعه پردیس ..چقدر ما تلاش می کنیم تا خودمان نباشیم ..انچه باشیم که کمتر عذابمان می دهد
سلام …
عذر خواهی بابت تاخیر در کامنت …
مطلبی که نوشتید هم بسیار جالبه و هم خیلی ثقیل.
تابحال تجسم گناه رو دیدید ؟!
وحشتناکه .نه!؟
چیزی در حد همون ترجمه ای که گذاشتید …
میگن: اگر ادمی تجسم اعمال و کردار ناپسند و گناه آلود خود را می دید چنان تنفری از خود و گناهان پیدا می کرد که هرگز وجود خود را اسیر و در بند آن نمی ساخت…
اما انقدر گرفتاریم که نفرت اولیه از گناه رو با هزار و یک توجیه فراموش می کنیم و راه اعتراض رو بر قلب و عقل خودمون می بندیم …گرفتار…بیچاره ادمی …امان از نفس ادمی
و از همه اینها بدتر نگاه اوست …زیر نگاه او گناه کردن …جرات گناه کردن
شعر مولانا بسیار بجا و عالی بود . پاسخی به متن اول …
************************
مناجات المفتقرین
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوندا! این دل شکسته را جز دستهای مهربان تو درمانی نیست و این دست بسته را جز از ابر رحمت تو بارانی نه !
خدایا ! این قلب هراسناک و لرزان جز در دستهای تو ارام نمی گیرد و این خود زبون و خفت کشیده بی توجه عزیزانه ی تو سبقت از هر چه پخته و خام نمی گیرد .
خدایا ! اشک اضطرار مرا چه چیز جز دستهای پاسخ تو خواهد سترد ؛
تب سوزنده عشق تورا چه چیز جز دیدار تو درمان خواهد کرد
و زخم عمیق خواری گناه را بر جای جای روح دردمندم چه چیز جز غفران تو التیام خواهد بخشید …
یا الله
———————————————————————-
همه ان اضطراب با چندین خط این دعا بر طرف می شود …
این دو شعر دو نقطه نظر و دو جهان بینی کاملا متفاوت دارند. . تمایز بین این دو را شاید بتوان با این قطعه ادبی توصیف کرد …..
* کسی که بتواند بر چیزی که خوبی را از بدی جدا می کند انگشت بگذارد ، همان کسی است که می تواند درست بر حاشیه ردای الهی دست بکشد.
باید در زندگی عقل حاکم باشد نه دل ، دل به دنبال هوا و هوس است و عقل به دنبال حقایق زندگی ، عقل باید هادی باشد …..
عقل شما و شورتان سکان و بادبان های روح دریایی شماست. پس بگذارید روح، عقلتان را تا بلندای شور و سرگشتگی بالا ببرد تا آواز سر دهد و بگذارید روحتان شورتان را به یاری عقلتان هدایت کند…..
—————————————————————————————————–
فکر کنم حدیث قدسی است که محبوترین چیز نزد خدا عقل است که به نور ایمان هدایت شده باشد
سلام
____
- خب ! بعد از سه روز فکر کردن به نتیجه ی خاصی نرسیدم ! خوبیه پست ها اینه که آدمو به دنیایی که نویسنده تووشه می برن .. حتی اگه به برداشتی که قراره برسی ، نرسی !! اینو دوست دارم ..
- در لحظه ی اولی که پستو خوندم یاد داستان ” خیر وشر ” نظامی افتادم ! شاید به این خاطر که دبیر سال اول در حین درس حرفای قشنگی زد ؛ و شاید به خاطر پایان نامه ی یکی از دوستان که این روزها تمومش کردیم ، با همین عنوان !!
– بعدش یاد تئولوژی ، فلسفه و حتی سیاست افتادم .
نظریه های انسان گرایان ، رمانتیست ها ، تجربه گرایان ، سودگرایان و حتی استاد مطهری !!
- این روز ها چه می گذرد ؟؟
واقعا شیطان ست که در گوش انسان وسوسه می کنه و ما رو به سمت اعمال گناه آلود می کشه ؟ نفس انسان به صورت طبیعی گناه آلود و معطوف به شرست ؟ رابطه خدا که مظهر خوبی و نیکی ست با شر چیه ؟ چرا خدا اجازه می ده که شر در عالم ادامه یابد ؟ رابطه شر با بی عدالتی ها و ظلم هایی که در عالم رخ داده و می ده چیه ؟ وقتی پلیدی و زشتی و ظلم در منتهی درجه خود ظاهر می شه ، وقتی سیاهی و ظلمت روح غلبه می کنه ، وقتی اطفال بیگناه به فجیع ترین وضع به قتل می رسن ، وقتی معصومیت مورد تجاوز قرار می گیره ، وقتی درندگی و حیوانیت حیات اجتماعی را پر می کنه ، کی می خواد با قلمش جواب این سوالا رو بده ! کی قراره دلامون با جوابایی به دور از ظاهری منطقی آروم بگیره ؟؟!!! شما که با این آیه ها و سوره ها ( که نشون می ده ایمانی قوی داری ) آروم می شی ، دعا کن ! برای منی که هنوز به اینجا نرسیدم دعا کن …
________
فعلا
ایام خوش
——————————————————————————————————
همه انچه گفتی هست و همه انچه گفتی نیست ..
اتفاقا من از تصاویری که گذاشتی خوشم میاد!!!!!!!!!!!!
بازم ســـــــــلام
____________
- آيا رسالت خلقت اين ست که روزي به دنيا بيايم ، در طول زندگي – خوش يا ناخوش – تصور کنيم ” زندگي در آرامش ” حق ماست !!
با اين تصور به زندگي ادامه دهيم و روزي که خورشيد همانند روزهاي قبل
از شرق طلوع مي کند ، از صحنه ي زندگي محو شويم ، در حالي که کسي بود و نبود ما را احساس نکرده ؟؟!!
- سوال زیاد دارم !! می بینین …
- ” همه انچه گفتی هست و همه انچه گفتی نیست .. ” جواب خیلی کلی ست ! نه ؟
- کاش یکی جواب سوالای منو می داد ..
_______
فعلا
ایام خوش
كاش ياد مي گرفتيم بجاي حرف زدن و شعار دادن كمي مرد عمل بوديم..
2 كلمه شعر و 2تا آيه زيبا واسه حرف و شعار دادنمون…اما.. هميشه همين طور بوده..
اما كاش واقعا هميشه اوني بوديم كه تو نوشته هامون هستيم اما خيلي دورتر از حرف ها و شعار هاي هميشگيمون هستيم..
خود گويي و خود خندي
عجب مرد هنرمندي
…..