فیلم 1900 (نمی دونم اسم اصلیش چیه..فقط می دانم کارگردانش ایتالیایه) چند روز پیش از شبکه سوم سیما پخش شد .فیلم درباره یه کودک که در یک کشتی متولد میشه و میشه بزرگترین پیانیست البته گمنام دنیا ( پدر ومادر کودک مسافران کشتی بودند و اونو تو سالن پذیرایی کشتی رها کرده بودند) و توسط یک کارگر سیاه پوست بزرگ میشه .پدر خوانده سیاه پوستش که روزگاری برده بوده واز زمان برده داری زخمی برپشتش نشانه دارد در جواب کودک که خشکی کجاست :می گوید جاییست که اونجا ادم را شکنجه می کنند .

فیلم چند صحنه ودیالوگ فوق العاده داره که حسابی با ذهن من بازی کرد:
اولین صحنه :جایست که پیانیست در هنگام پیانو زدن ..به پنجره کشتی خیره می شود و در ان ماورای ان صورت یک دختر جوان را می بینید و اینجاست که ریتم نوازندگی عوض میشه و یک درام عاشقانه ناخود اگاه خلق می شود ..نگاه جستجوگر پیانست که در صورت وچشمان دختر خیره شده و خود را غرق دنیایی می کند که ….فکر می کنم شما هم همین تجربه را داشته باشید ..تجربه شگرفی که که به ان در ادبیات عرفانی می گویند نظربازی!!!,وچیزی نیست جز دریافت یه حس عمیق شناور بودن درهستی تنها از دریچه چشم
در نظربازی ما بی خبران حیرانند
و دیالوگهای فوق العاده فیلم:
شما بچه ندارید پس یتیم هستید!!!
کمی به این جمله فکر کنید ..در پس این حرف کودکانه وخام ..راز بزرگی نهفته است ..یتیمی فقط ان نیست که در کودکی پدر ومادر نداشته باشید ..بلکه می تواند در پیری هم روی دهد زمانی فرزندی نیست که …
دنیای من به اندازه کشتی دوهزار متریست که می توانم در طی 15 دقیقه از ابتدا تا انتهاش را طی کنم…و یک پیانو 84 کلیدی که می توانم با ان بی نهایت اهنگ بسازم …ولی در خشکی وبر روی زمین دنیا انقدر بزرگ است که هرگز نمی توانم تمام مناطقش را ببینم ..دنیای خشکی مانند پیانوی بزرگیست که میلیونها ومیلیاردها کلید داره ..و تنها کسی می تواند ان را بنوازد تنها خداست(جواب 1900 به درخواست دوستش برای ترک کشتی و سکونت درشهر)
بسم الله
بعد از درود
قدمتان در راه پیامبر مهربانی، جاری باد…
من نیز پنجره ای گشوده ام.
سرکی بکشید؛ قدمتان به روی چشم!
یاعلی
چه ديالوگ هاي نابي!
حيف شد فيلم رو نديدم
جالب بود …
پاراگراف آخرتون خيلي عميق بود
عادت نداريم بيايم اينجا پست قديمي ببينيم!
بنويس آقا مهدي
بنويس
سلام
دو بار دیدم این فیلمو بازم بده میبینم خیلی قشنگ بود موسیقی خوبیم داشت.