<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: دستش بر قلبم بود</title>
	<atom:link href="http://youonline.wordpress.com/2008/06/13/91/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://youonline.wordpress.com/2008/06/13/91/</link>
	<description>روز نوشت های  مجازی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 02 Dec 2009 17:09:33 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: فائزه</title>
		<link>http://youonline.wordpress.com/2008/06/13/91/#comment-116</link>
		<dc:creator>فائزه</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 10:06:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://youonline.wordpress.com/?p=91#comment-116</guid>
		<description>http://incredimazing.com/static/media/2008/06/13/84336c1c844cc63/1213121697ASxx6TK.jpg

با عرض معذرت از مزاحمت مجدد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://incredimazing.com/static/media/2008/06/13/84336c1c844cc63/1213121697ASxx6TK.jpg" rel="nofollow">http://incredimazing.com/static/media/2008/06/13/84336c1c844cc63/1213121697ASxx6TK.jpg</a></p>
<p>با عرض معذرت از مزاحمت مجدد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فائزه</title>
		<link>http://youonline.wordpress.com/2008/06/13/91/#comment-115</link>
		<dc:creator>فائزه</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 09:50:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://youonline.wordpress.com/?p=91#comment-115</guid>
		<description>خوشحالم که خوشتون اومده.
انشالله هممون مثل مداد این صفت ها را داشته باشیم.
منم لینکتون را میزارم تا همیشه مدادی باشم :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوشحالم که خوشتون اومده.<br />
انشالله هممون مثل مداد این صفت ها را داشته باشیم.<br />
منم لینکتون را میزارم تا همیشه مدادی باشم <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صبا</title>
		<link>http://youonline.wordpress.com/2008/06/13/91/#comment-114</link>
		<dc:creator>صبا</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 06:26:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://youonline.wordpress.com/?p=91#comment-114</guid>
		<description>ميتونم بپرسم چجوري عكس ميذاري؟
من چندوقته نميتونم عكس بذارم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ميتونم بپرسم چجوري عكس ميذاري؟<br />
من چندوقته نميتونم عكس بذارم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فائزه</title>
		<link>http://youonline.wordpress.com/2008/06/13/91/#comment-113</link>
		<dc:creator>فائزه</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 05:00:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://youonline.wordpress.com/?p=91#comment-113</guid>
		<description>همین جور اتفاقی و از تو کامنتهای زهرا اسم مداد را دیدم و گفتم این را ببینین :)
موفق باشید.

پدر بزرگ، درباره چه می نویسید؟
-درباره تو پسرم، اما مهمتر از آن چه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم.
می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:
اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !
پدر بزرگ گفت: بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی،
در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

صفت اول:
می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که
دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند.
اسم این دست خداست،
او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.
 
صفت دوم:
باید گاهی از آن چه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی.
این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیز تر می شود
و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر،
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی،
چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم:
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم.
بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست،
در واقع برای این که خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

صفت چهارم:
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست،
زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است.
پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
 
و سرانجام
پنجمین صفت مداد:
همیشه اثری از خود به جا می گذارد.
پس بدان از هر کارت در زندگی ردی به جا می گذاری.
سعی کن حرکات تو هشیارانه باشد.
بدان که چه می کنی…</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همین جور اتفاقی و از تو کامنتهای زهرا اسم مداد را دیدم و گفتم این را ببینین <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
موفق باشید.</p>
<p>پدر بزرگ، درباره چه می نویسید؟<br />
-درباره تو پسرم، اما مهمتر از آن چه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم.<br />
می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.<br />
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:<br />
اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !<br />
پدر بزرگ گفت: بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی،<br />
در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :</p>
<p>صفت اول:<br />
می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که<br />
دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند.<br />
اسم این دست خداست،<br />
او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.</p>
<p>صفت دوم:<br />
باید گاهی از آن چه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی.<br />
این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیز تر می شود<br />
و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر،<br />
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی،<br />
چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.</p>
<p>صفت سوم:<br />
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم.<br />
بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست،<br />
در واقع برای این که خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.</p>
<p>صفت چهارم:<br />
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست،<br />
زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است.<br />
پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.</p>
<p>و سرانجام<br />
پنجمین صفت مداد:<br />
همیشه اثری از خود به جا می گذارد.<br />
پس بدان از هر کارت در زندگی ردی به جا می گذاری.<br />
سعی کن حرکات تو هشیارانه باشد.<br />
بدان که چه می کنی…</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: pardis</title>
		<link>http://youonline.wordpress.com/2008/06/13/91/#comment-111</link>
		<dc:creator>pardis</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Jun 2008 19:06:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://youonline.wordpress.com/?p=91#comment-111</guid>
		<description>خيلي دوست دارم احساس هاي اينطوري رو حس كنم. ولي نكرده ام و نمي تونم. گمون هم نمي كنم كه روزي برسه كه بكنم....
من باورش ندارم. حداقل درست و حسابي ندارم! ما كه به جسم اعتقاد نداريم. اون جسم سال هاست كه پوسيده. وجودش اما ، هر جا كه حست بياد هست. نيست؟ پس ديگه اين حرفا يعني چي؟؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خيلي دوست دارم احساس هاي اينطوري رو حس كنم. ولي نكرده ام و نمي تونم. گمون هم نمي كنم كه روزي برسه كه بكنم&#8230;.<br />
من باورش ندارم. حداقل درست و حسابي ندارم! ما كه به جسم اعتقاد نداريم. اون جسم سال هاست كه پوسيده. وجودش اما ، هر جا كه حست بياد هست. نيست؟ پس ديگه اين حرفا يعني چي؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صبا</title>
		<link>http://youonline.wordpress.com/2008/06/13/91/#comment-110</link>
		<dc:creator>صبا</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Jun 2008 04:40:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://youonline.wordpress.com/?p=91#comment-110</guid>
		<description>خوش بحالت
عشق از الست و تا ابد خواهد بود
جوينده عشق بي عدد خواهد بود
فردا كه قيامت آشكارا گردد
هر دل كه نه عاشق است رد خواهد بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوش بحالت<br />
عشق از الست و تا ابد خواهد بود<br />
جوينده عشق بي عدد خواهد بود<br />
فردا كه قيامت آشكارا گردد<br />
هر دل كه نه عاشق است رد خواهد بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: طاهره</title>
		<link>http://youonline.wordpress.com/2008/06/13/91/#comment-109</link>
		<dc:creator>طاهره</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 20:49:14 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://youonline.wordpress.com/?p=91#comment-109</guid>
		<description>ای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت می‌کنم 

تو کعبه‌ای هر جا روم قصدِ مقامت می‌کنم

هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری

شب خانه روشن می‌شود چون ياد نامت می‌کنم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت می‌کنم </p>
<p>تو کعبه‌ای هر جا روم قصدِ مقامت می‌کنم</p>
<p>هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری</p>
<p>شب خانه روشن می‌شود چون ياد نامت می‌کنم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهديه</title>
		<link>http://youonline.wordpress.com/2008/06/13/91/#comment-108</link>
		<dc:creator>مهديه</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 20:29:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://youonline.wordpress.com/?p=91#comment-108</guid>
		<description>چه حس قشنگي..چه احظه هاي نابي!
حسوديم شد و چشمم باراني!
خوش بحالت...خوش بحال دلت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه حس قشنگي..چه احظه هاي نابي!<br />
حسوديم شد و چشمم باراني!<br />
خوش بحالت&#8230;خوش بحال دلت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: raoros</title>
		<link>http://youonline.wordpress.com/2008/06/13/91/#comment-107</link>
		<dc:creator>raoros</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 20:12:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://youonline.wordpress.com/?p=91#comment-107</guid>
		<description>چقدر سبز!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر سبز!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
