این دعای رو خیلی دوست دارم
“جوون عاقبت به خیر بشی “
دیروز یه پیرمرد ی رو با تعداد ضربان قلب پایین (برادیکاردی ) وسابقه سکته قلبی و دیابت و..بستری کردیم ..به اتروپین جواب نداد complete heart block (بلوک کامل قلبی ) بود به دارو جواب نداد و قرار شد براش ضربانساز یا pace maker بگذاریم ..تا بعد از ظهر به ضربانساز جواب داد وهوشیار شده بود و قرار شد به مرکز مجهز تری درشهر دیگر انتقال بدهیم تا ضربانساز داخلی (internal) برایش نصب کنند ..به پیرمرد گفتیم :باید منتقلت کنیم به شهر دیگه ..ناگهان پیرمرد شاکی شد ..گفت نمی خوام ..دست برد تو وسایلش و 25 عدد قرص کلونازپام برداشت تا بخورد وخودش رو خلاص کنه ..به هرحال همراهش نگذاشتند ..پیرمرد شروع کرد به داد زدن وتوهین به خدا (نعوذ بالله) که چرا کاری نمی کنه ..همه شوکه شدند .. ضربانساز رو از خودش جدا کرد ….نیم ساعتی گذشت ..گذاشتیم به حال خودش باشه ..ضربان قلبش برگشته بود ..سرحال بود .سرگرم حرف زدن با تخت بغلیش شد .
ساعت 2 صبح :پیرمرد شاد وشنگول می خواست رضایت بدهد وبره..ولی با اصرار پرستارها موند …

ساعت3 صبح :پرستار گفت که پیرمرد نفس نمی کشه ..با رزیدنت سریع بالا سر تخت رفتیم vf(فیبریلاسیون بطنی: ضربان نامنظم بطنی بدخیم ) کرده بود..شوک دادیم ..انتوبه اش کردیم وامیودارون ..و دستگاه ضربانساز ..ولی قلب پیرمرد اسیستول (ایست قلبی ) کرده بود ..عملیات احیا قلبی وریوی 45 دقیقه طول کشید ..ولی پیرمرد تموم کرد ..
صدای اذان میومد و من پشت میز سرم رو کتاب گذاشتم وبه پیرمرد و حرفهایش و چهره سیانوزه اش در لحظه فیبریلاسیون فکر می کرد م ..چه قدر فرق داشت با اون پیرمردی که ادم ریوی کرده وبود .توسط اورژانس 115 اومده وداشت سلام به خدا وفرشتگان مقرب (عزاییل ومیکاییل و..) ورسول خدا وائمه اطهار می داد….
مرگ ما رو با خودش می برد …
ولی موقع مرگ چگونه خواهیم بود …
هنوز ایمان در درونم هست …؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
كفر و ايمان چه به هم نزديكست!
اين اتفاقات خوب آدم رو تكون مي ده… اگه كمك كنه ما به اين عاقبت دچار نشيم خوبه
الهي عاقبت به خير بشيم
بذاريم در مورد كافر بودن يا نبودنش خدا قضاوت كنه. شايد هر كس ديگه اي در شرايطش بود بدتر عمل ميكرد.
پناه بر خدا كه چنين اتفاقي براي ما نيوفته.
طور مردن مهمه یا چطور زندگی کردن؟
فکر می کنم مهم اینه که اون لحظات اخر نگاهت به کدوم سمت باشه …اونی که درست زندگی کنه قطعا مردنش هم آرام و لذت بخشه …مرگ واژه ای گاه مهیب و گاهی چقدر دلنشینه .
نوشته خوبی بود آقا مهدی…جوون عاقبت به خیر بشی
اوست که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را آزمایش کند که کدامین شما نیکوکار تر است…#
سلام دادش
یاد داستان مردی افتادم که اونقدر آدم وارسته ای بوده که حتی در تشییع جنازه دختر پیامبر هم شرکت کرده اما سرانجام…
——————————
وبلاگت خیلی خوب شده تبریک میگم.
یه طرح هم واسه لوگو به ذهنم رسید تا بشینیم ببینم چی از آب در میاد.
جالب بود اما این را هم نباید فراموش کرد که ملاک ما با اونی که اون بالاست با هم فرق میکنه! مطمئتا خدایی که از همه چیز درون آدمها آگاه است قضاوتش با ما خیلی فرق داره. چه بسا حرفهای اون آقا در اون لحظه ی ناراحتی معنی دیگه ای برای کائنات بده …کسی چه میدونه؟
ولی راست میگین …امیدوارم که همه مون آخر عاقبت به خیر بشویم!
رو چه حسابی طرف رو کافر حساب می کنی؟ به خاطر چهارتا حرفی که حالا از عصبانیت و درد و هزار بدبختی دیگه زده؟ شما که خودت در روز با این همه ادمهای بدبخت سروکار داری، چطور می تونی براحتی کسیو تکفیر کنی (به اون معنایی که خودت قبول داری کفر رو و ایمان رو!)
برات خيلي نوشته بودم پاك شد
در كل باهات موافق نيستم
همه ما يه وقتايي پيش مياد كه به زمين و زمان فحش ميديم و نعوذ بالله كفر ميگيم
اگه خود تو خداي نكرده تو اون حالت يه بلايي سرت بياد مفهومش اينه كه تو كافر بودي
نبايد با چند تا كلمه كه از يه نفر ميشنويم روي تمام زندگيش روي ايمانش و … نظر بديم
درست نيست
بنده شناس یکی دیگه است، نازنین!
کفر و ایمان آدم ها و تقیدشون بهش سر پل صراط معلوم میشه نه روی تخت بیمارستان که ممکنه مخلوقی به خالق دری وری بگه که البته به کسی هم ربطی نداره،
رابطه ی مخلوقه با خالق! مگه وقتی کسی نماز میخونه شما می رید ازش تشکر کنید که بابت ناسزا گفتنش انگ کفر می زنید بهش!
تكون دهنده بود…
ناز بود….
ولي گفتنم. كاش جمله هاي آخر رو نمي نوشتين…
آره. اين حس نابه…نه پست آخر!!
مرگ عاقبت همه است جایی نیست که آدم حتما خودش بمیره خودکشی چیز خوبی است