از بیشتر افراد بپرسید (حال می خواد عامی باشند یا دانشمند کافر باشند یا زاهد پولدار باشند یا فقیر و… ) مدرسه چطور جاییست همه یک جمله دارند :
مدرسه جای خوبیست
اما این حرف درستیست ..بیاید درباره مضرات مدرسه سخن بگوییم و اینکه انچه در مدرسه کودکان می اموزند در اینده شون چه تاثیری دارد:
شاید خطرناکترین وسیله ای که بشر اختراع کرده کتاب است ..چرا ؟ من دلیلش رو نمی گویم فقط ارجاعتون می دهم به تاریخ ..چرا هرسلطانی که کشوری رو فتح می کرد ..اگه اون کشور کتابخانه بزرگی داشت اتش می زد …مثال تاریخی اش اتش سوزی در کتابخانه اسکندریه و نظامیه بغداد وحتی دانشگاه جندی شاپور وتخت جمشید …

چه چیزهایی ما در مدرسه می اموزیم که خیلی خطرناک است ؟
1: تاریخ : تمام کتابهای تاریخ های درسی در ایران در وصف شاهان و سلسله های مختلف است ..و اینکه به کدوم کشور حمله کردند مثال بارز حمله نادر شاه که به افتخار در کتابهای درسی ما اومده ودو گنج بزرگ کوه نور ودریای نور که با زور از هند برای مردمش سوغات اورده..حال اگه یه سر برید هندوستان تو ادبیات مردم هند هرجا می خواهند مثال بزنند کسی خونخوار ه نادر خان ومحمد خان رو مثال می زنند ..مثل خودمون که قوم مغول و قوم تاتار رو مثال می زنیم
دوم اینکه ادم رو وطن پرست می کنه ..البته از نوع ناسیونالیست افراطی .. البته اگه کتابهای تاریخ مدارس خودمون رو بخونیم .. چون انگار در تاریخ تنها ایران صاحب تمدن بودند …اگه از نوجوان 15 ساله بپرسید کمی درباره تمدن چین .یا اینکاها یا مصر ..بگو ..جوابش منفیه ..چون تا حالا اسمی از تمدن این کشورها رو نشنیده ..
خوندن کتابهای تاریخی مدرسه مخصوصا احساس حقارت به ادم می دهد و یک حس کینه ..چرا ؟
چون ما چون قاعدتا انسانهای مغرور هستیم وفکر می کنیم اگر روزی حالا دو هزار سال جایی خونه داشتیم الان هم انجا مال خودمونه … وقتی میبینیم ..چند تا پادشاه مافنگی اینطور این سرزمینها رو ازدست دادند به رگ غیرتمون برمی خوره ..تو فکرمون .. ارزو می کنیم یه روزی بتونیم اونجا رو بگیریم ..حال انکه مردم اون سرزمین تو این دو هزار سال روشی دیگری برای زندگی انتخاب کردند و دیگر ایرانی نیستند …
خوب باید کمی فکر کنم ..تا بقیه مطلب رو بنویسم …تا بعد
ورود حضرت والا را به جمع طنازها خوش آمد میگم
امیدوارم تا داغه ادامه ش بدی و حیروون رهاش نکنی!
یادمه کوچیک که بودم از نادرشاه افشار خوشم میومد! بهم حس قدرت و ایرانی بودن و سرفرازی میداد!
خيلي جالبه رئيس….ايول!
كيف كردم.
تند تند بنويس
شما بايد روزنامه نگار شي..ببين من كي گفتم!
به به
جمع دوستان جمع شد بالاخره!:D
فکر نکنم مهدیه خانم
حالا یه متنی همین جوری نوشت زیاد بیخودی خوشحالش نکن:-P
بالاخره رئيس افتخار داد ما وبلاگش رو رويت كنيم!
مصطفي خان من كه به شمام مي گم خوب مي نويسي….چرا تضعيف روحيه مي كني؟
جفتتون نويسنده ميشين..حالا دعوا نكنين با هم!
چشم استاد هرچی شما بگی
خواستیم یه معاشرتی کرده باشیم:D
وخداوند متعال همه جا مراقب ماست و دوستمان دارد
بدانیم که مسافریم !!!! ؟؟
من هم دوستتان دارم
من 14 سالمه و از کتاب تاریخم متنفرم .
به من چه . . .